
مهتاب باران مي شود با ياد تو شبهاي من
رنگي دگر دارد ز تو بيداري و روياي من
گل هاي رنگين ديده ام در گلبن اندام تو
اين سير را من دانم و پروانه لب هاي من
بر لب سخن گم مي كنم آن دم كه از ره مي رسي
اين خط روشن را بخوان بر صفحه سيماي من
چون عزم رفتن مي كني در چشم عمگينم نگر
اندوه پيدا را ببين در اشك نا پيداي من



همه دردم بیا درمان من باش
به یاد دیده گریان من باش
تو که مهر زمینی ماه من شو
تو که روح جهانی جان من باش
گلستانی که می دیدی خزان شد
بهارم کن گل خندان من باش

یاد آنروز که در صفحه شطرنج دلت
شاه بودم و با کیش رخت مات شدم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ترا برای وفای تو دوست دارم
وگرنه دلبر پیمان شکن فراوان است.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دوستت دارم ای خیال لطیف دوستت دارم ای امید محال
سخت ترين ديدار.... ديدار اوني که به جاي همه عشقي که بهش دادي يه قلب زخمي برات يادگار بذاره و تو نگاهش کني و باز مثل روزه اول دلت بلرزه و حس کني هنوزم دوستش داري .......بخواي همه تنهايي رو که به اميد برگشت دوبارش تحمل کردي تو گوشش فرياد کني اما حتي نتوني ........ به چشماش نگاه کني که بفهمه با همه بديهاش هنوزم با همه قلبت دوستش داري اما ببيني چشماش داد مي زنه که دلش ماله يکي ديگس ....


ز داغت ترك جان كردم نكردم؟
بهارم را خزان كردم نكردم؟
براي خاطر پروازت اي خوب
دلم را آسمان كردم نكردم
عمری گذشت و عشق به ما اعتنا نکرد
آن سنگدل جه شد که به قولش وفا نکرد
این دل که می شد آینه ای از خدا شود
مرداب گونه مرد و به رود اقتدا نکرد
ای دل کسی که چشم به راهش نشسته ای
حتی کبوتری به هوایت هوا نکرد


قصه از كجا شروع شد ؟
از گل و باغ و جوونه
از صداي مهربونو يه سلام عاشقونه
اومدم به مهربوني كه بگم با تو يكرنگم
تا بگم چه نازنيني اي شكوفه ي قشنگم
اي سلام عاشقونه اي عزيز آشيونه
عشقمون كاشكي همينجوري بمونه
عشق تو براي قلبم
اولين و آخرينه
تويي تنها همزبونم كه هميشه نازنينه
اگه ده سال اگه صد سال
شب وروز با تو باشم
تو واسم هنوز هموني كه برام عزيز تريني
