تبليغاتX
زمزمه عشق

کبوتر جان ز بامم پر گرفتی  هوای لانه دیگر گرفتی

مرا  کز دیدنت پر می گشودم 

  ز صیاد دغل کمتر گرفتی..........


لینک ثابت |  نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 0:55  توسط گلبرگ مغرور  | 
نخ های باران پیاپی پشت شیشه-

این غرفه را در دیده من چون قفس کرد

 

ابر غلیظ دیر پای مانده بر جای -

این شهر را یکباره زندان قفس کرد

 

نه بال پروازی  نه آوازی  نه باغی

دیوانه آن مرغی که خواندن را هوس کرد.......


لینک ثابت |  نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 0:41  توسط گلبرگ مغرور  |