دلم هیچی نمیخواد جز ...
چند شاخه گل رز که بوش منو مست کنه
منو ببره به اوج آسمون ها یا به قعر زمین
هیچ فرقی نمی کنه ...
فقط جایی باشه جز روی این زمین خاکی
((گون از نسیم پرسید :به کجا چنین شتابان؟))
نسیم:به هر آن کجا که باشد بجز این سرا سرایم!
هوس سفر نداری ز غبار این بیابان؟!
گون:همه آرزویم اما چه کنم که بسته پایم
تو و دوستی خدا را گر از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی
به شکوفه ها به باران برسان سلام ما را
